پروردگارا به مشاوران ما توفیق عنایت فرما تا درمشورت قادر باشند عقل را احیاء کنند٬ عشق را سامان دهند٬ ترس را جبران کنند٬ درد را درمان کنند٬غم را تسکین دهند٬ رنج را آسودگی بخشد و نومیدی را به امید تبدیل کنند.

+ نوشته شده در  91/09/15ساعت 17:42  توسط نیلوفر بهزاد  | 

كودكان خردسال داراي درك ساده وكمي از اينكه  چه چيزي خانواده ها رابنيان ميگذارد وچه چيزي پايه گذار عضويت خانوادگي است،هستند.

ازنظر كودك خردسال،زندگي دريك خانه شرایط ضروري ولازم براي عضويت خانوادگي است.

درحالي كه براي كودكان درسنين بالاتر،مثلا يازده ودوازده ساله نظريه پيوند خوني  وروابط ناشي از قانون مهم است. تعريف 60 درصد’  كودكان چهار ساله از نسبت والديني در خانه هاي دست نخورده وسالم به موقعيت فيزيكي مربوط ميشود وكمتر از ده درصد آنها فكر ميكنند روابط خانوادگي تا هنگامي كه يكي از والدين به طور دائم از خانه خارج شود دوام پيدا ميكند.

در حالي كه 30 درصد آنها هيچ نوع دركي از طلاق ندارند وفكر ميكنند  والدين هميشه پيش آنها خواهند  بود.

تجربه طلاق ميتواند توجيه كننده اين ديدگاه باشد كه كودكان خردسال ميتوانند ياد بگيرند كه پيوندهاي عاطفي  ميتواندعليرغم وجود فاصله تداوم داشته باشد.كودك خردسال ممكن است فكر كند كه ديگر پدر ومادر متعلق به او نيستند چون در يك خانه زندگي نميكنند.واين امر ممكن است به عنوان يك كمبود ومحروميت تلقي شود مگر اينكه به كودك فهمانده شودكه پدر ومادرجداشده همچنان براي ديدارش خواهند آمد.بنابراين،درك اين مطلب كه چرا بسياري از كودكان خردسال در برابر تنها ماندن ناشي  از جدايي پدر ومادر از خود ترس وآشفتگي نشان ميدهند آسان است.ديدگاه كودك درمورد علت طلاق دقيقا به  سن او بستگي دارد.كودكان زير هشت سال معمولا به هنگام از هم پاشيدگي خانواده خود را سرزنش  كرده واحساس نگراني وگناه مرميكنند.تجربه وتحمل كودك نسبت به طلاق ميتواند به گونه اي محسوس با كودك ديگر تفاوت داشته باشد.محيط عاطفي در خانواده در خلال دورانطلاق ياجدايي ميتواند تاثير زيادي بر حالتهاي عاطفي وهمچنين بر رفتار كودك داشته باشد.تعدادي از جداييهاي والدين سوزناك ودرد آور است درحالي كه تعدادديگربه صورت مسالمت آميز وبدون آشفتگي زياد صورت ميگيرد. طلاق بايد  بيشتر به صورت فرايندتلقي شود نه يك حادثه ويايك رويدادتنها.والر اشتاين(1985)سه مرحله را در فرايند طلاق توصيف كرده است:

1.مرحله بحراني ووخيم كه دوسال طول ميكشد وضمن آن والدين به تدريج وابستگي خود رابه يكديگر از دست داده وزندگي جداگانه اي رابراي خود تدارك ميبيند.

2.مرحله انتقالي كه ضمن آن والدين شكست ،موفقيت واحساس دوگانگي رادر مورد جدايي تجربه ميكنند.

3.مرحله بعد از طلاق كه والدين به تنهايي زندگي ميكنند وثبات مي يابند ويا ازدواج ميكنند.

 

دوروش وراه حل ساده براي تحمل كودكان در جريان از هم پاشيدگي زندگي والدين ورفتار با آنها وجود دارد:

1.كودك بايد هرچه زودتر از موضوع جدايي اطلاع يابد،تلاش براي مخفي كردن اين موضوع در يك فضاي سنگين وناراحت فقط باعث آشفتگي رواني كودك ميشود وممكن است باعث ترسيدن ونگراني بيشتر اوشود.كودكان مطالب گفته شده در مشاجرات خانه را ميشنوند واگر موقعيت براي آنها روشن نشود ممكن است بار مسئوليت سنگيني را مبني بر اينكه خود آنها موجب اين مشكلات شده اند .

2.توضيحات بايد شامل اطلاعاتي باشند كه مستقيما كودك راتحت تاثير قرار ميدهند كودكان مايل به شنيدن شرح كامل وپيچيده اينكه چرا جدايي رخ ميدهد نيستند اما ميتوان اطمينان حاصل كنند كه در اين جريان آنها مقصر نيستند وبرايشان توضيح داده شود كه ما مان وبابا احساس ميكنند خيلي باهم اختلاف دارند.كليه مسائل مربوط به كودك بايد براي او به روشني بيان شود.به عنوان مثال كدام يك از والدين ديگر در آن خانه زندگي نخواهند كرد وياجزييات زندگي روزانه درمورد اينكه جه كسي آنهارا از مدرسه به خانه مياوردو.... درهرحال بسياري از والدين دراين مرحله بايد در ارتباط با احساس خود وتوجه به فرزندانشان ازكمكهاي تخصصي وحرفه اي استفاده نمايند.آنها بايد بدانند كودكان به توجه ومراقبت مستمر اعم از جسماني ورواني دارند واينكه كودكان به هنگام دعواهاي پدر ومادر چه رنجي راتحمل ميكنند.

صداقت ووابستگي آنها به والدينشان ممكن است مساوي ويكسان باشد وتنشي كه از جدايي پدر ومادر براي آنها به وجود مي آيد براي ايشان كافي است.

نيلوفر بهزادي مدرس  ومشاور پرديس زينبيه پيشوا

منبع:اصلاح رفتار كودكان نوشته يوداگلاس ترجمه سياوش جمالفر

+ نوشته شده در  92/02/18ساعت 18:25  توسط نیلوفر بهزاد  | 
800x600

1) نتایج اکثر تحقیقات نشان می دهد که حافظه ، قابل پرورش است و می توان با آموزش های درست آن را پروش داد و تقویت نمود.

2) مانند عضله ای که می توان با تمرین دادن تقویت کرد ، حافظه را نیز می توان تقویت کرد.

3) تقویت حافظه نه تنها به آموختن روشهای تازه بستگی دارد، بلکه به انگیزه قوی نیز نیازمند است.

4) تشخیص دقیق هدف و گام گذاشتن در آن را می توان عامل مهمی در شناسایی نکات کلیدی مطالب بشمار آورد.

5)   ارتباط بیشتر مطالب با هم در ذهن باعث ضبط بهتر آن در حافظه می شود.

6) بعد از گذشت 24 ساعت تقریبا 70% مطالب را از یاد می بریم ( منحنی ایبنگهاوس) به خاطر داشته باشید حتما 24 ساعت اول پس از مطالعه هر موضوعی ، حداقل چند دقیقه آن را تکرار کنید.

7) برای یاد گیری حالت آماده داشته باشید که یکی از راههای تقویت است. ( قانون ثرندایک)

8) ابتدا مطالب را در قالب کلی و چهار چوب کلی فرا بگیریم چون تاثیر آن در فراگیری بیشتر است ( تئوری گشتالت)

9)   علاقه داشتن به یک موضوع از عوامل مهم در فراگیری یک مطلب به شمار می آید.

10) تکرارهایی که بر طبق قاعده و نظم می باشند بر نگهداری مطالب خوانده شده موثر است. (ثرندایک)

11) انتخاب آگاهانه موضوعاتی که مطالعه می شود و مطالبی را که می خواهیم یاد بگیریم باعث فعال سازی حافظه می شود.

12)  بر اساس اصل گزینش در حافظه استفاده کنید. ( مطالعه مطالب متفرقه را از مطالعه مطالب اصلی جدا کنید و از خود بپرسید چه چیزهایی را احتمالا در هفته و ماه آینده و پایان  ترم  و نیم سال می خواهم بخاطر داشته باشم).

شرایط مکانی و فیزیکی مطالعه

1)   در مکان ثابت و مشخص مطالعه شود.

2)   خلوت بودن محل مطالعه ، میز مطالعه و یا اتاق مطالعه شما همیشه باید مرتب و منظم باشد.

3) مطالعه در مکانهای پر رفت و آمد مانند پارکها و گردشگاهها و محیط عمومی منزل ( محلی که همه افراد در آن قرار می گیرند ) مناسب نیست و فقط جنبه سرگرمی و تفریح دارد.

4)   دور کردن وسایل حواس پرت کن از محل مطالعه.

5)   نور کافی و مناسب.

6) از تاباندن مستقیم نور در محل مطالعه خودداری شود . ( چراغ مطالعه مناسب نیست.)

7)   رعایت دمای مناسب و همچنین  استفاده از بوهای مطبوع در هنگام مطالعه خیلی مناسب و موثر است.

8) از تزئینات و نصب تابلوهایی که در راستای اهداف واقعی شما نیست ( حواس شما را پرت    می کند) خوداری شود.

9) از استراحت زیاد ماهیچه ها در هنگام مطالعه باید دوری کرد نتایج تحقیقات نشان می دهد که انقباض اندک ماهیچه ها مفید است و دقت کار مغز را زیاد می کند.

10)     میز و صندلی مطالعه باید مخصوص مطالعه باشد و حتی الامکان از انجام کارهای دیگر در آن محل خودداری شود.

 

( سید جعفر میر حیدری : مدرس پرورش زینبیه )

 

+ نوشته شده در  91/10/22ساعت 19:1  توسط نیلوفر بهزاد  | 

نویسنده : نیلوفر بهزاد

رابطه یاری بخش :

مشابه یک رابطه دوستانه است

با این تفاوت که :

1.  هدفمند است

2.  دارای عدم توازن درونی است چرا که فرد نیازمند در پی یاری است و مشاور بایستی آماده فراهم کردن این یاری باشد .

مشاور باید ضمن این رابطه برای کمک به مراجعه کننده وی را از امکانات مختلفی که در دسترس می باشد نیز مطلع سازد .مهارتهای مشاوره را تنها کسانی می توانند بیاموزند و به طور مؤثر بکار گیرند که :

صادقانه به دیگران علاقه و توجه دارند .

در صورتیکه مشاور قادر به همدلی با احساسات و موقعیت فرد مراجعه کننده نباشد مشاوره با شکست مواجه می شود .

ارتباط ابزار اصلی مشاور است :

مشاور باید از زبان قابل فهم برای مراجع استفاده نماید تا ارتباطی کاملاً روشن برقرار شود .

بر خلاف گفتگوهای دوستانه ، اطلاعاتی که در مشاوره مورد بحث قرار می گیرد ، می باید دارای شرایط زیر باشد :

·        مشخص

·        متمرکز

·        هدفدار

مهارتهای مشاوره

* گوش دادن فعالانه : مشاور باید با کلام ، بیان و حرکات خود نشان دهد که مراجع خود را درک کند .

* تشویق: در برخی از فرهنگها به افراد آموزش داده می شود که احساسات خود را هر چند عمیق باشد ، آزادانه بیان نکنند . مشاور باید ابراز احساسات را تشویق نماید ، زیرا افراد تنها زمانی می توانند تغییرات سازنده را آغاز نمایند که به احساساتشان بپردازند .

* شناسایی : مشاور باید در شناسایی و تفکیک عواطف مختلفی که فرد تجربه می کند مهارت داشته باشد .

* تصدیق : مشاور باید عواطفی مانند خشم ، غم و ترس را مستقیماً و بدون هیجان تصدیق نماید .

مثال : « احساسات و عواطف شما بسیار نیرومند است و من آنها را درک می کنم »

* طرح سؤالهای مؤثر : مشاوران با طرح پرسش به فرد کمک می کنند تا احساسات و مشکلاتش را ابراز نماید . این سؤالها می باید باز بوده و هدف آن کمک به ایجاد گفتگو باشد ، نه این که به پاسخ « آری » یا « خیر » منتهی گردد . همچنین برای مراجع امکان پاسخ های متعدد به آن وجود داشته و تنها یک پاسخ نداشته باشد . مثلاً واکنش شریک زندگی شما به این اطلاعات چگونه خواهند بود ؟ به جای این سؤال که : آیا شریک زندگی شما از این اطلاعات وحشت زده خواهد شد ؟

* همدلی : همدلی بیش از همدردی بوده و تلاشی است برای قراردادن خود در وضعیت دیگری . اگر چه مشاور باید همدلی نماید اما در عین حال لازم است بر عواطف خود نیز مهار زند . مشاور باید توازن صحیحی میان نزدیکی و عدم وابستگی ایجاد کند تا استقلال و مهارتهای حل مشکل مراجع را تقویت نماید .

* احترام : مشاور می باید دیدگاهها و اعتقادات فرد را محترم شمارد . برای نشان دادن این احترام ، به عنوان مثال می توان از مراجع خواست تا در مورد جنبه های ناآشنای فرهنگ و اعتقادات شخصی سخن گوید به عنوان نمونه ( من درباره آن چیزی نمی دانم ، بیشتر برایم بگویید )

* روشن سازی : مشاور باید هم گفته های مراجع و هم اطلاعات واقعی را روشن سازد .

* گفتن عبارات مترادف : فرد هنگامی می تواند بگوید که سخنانش دقیقاً درک شده است که مشاور آنچه را که شنیده است با عباراتی دیگر برای او تکرار می کند . مثلاً « به نظر می رسد شما می خواهید بگویید که ترس شما از این است که خانواده تان از شما مراقبت نکنند »

* ارتباط  : بسیاری از مردم نمی توانند پیوند یا ارتباط میان رفتار خود و واکنشهای دیگران را دریابند . مشاور باید این ارتباط را نشان دهد . مثلاًٌ « آیا شما توجه کرده اید هنگامی که شما خود را از دیگران کنار می کشید و با خانواده خود گفتگو نمی کنید ، آنان نسبت به شما حساس و ناراحت می شوند »

* مقابله : مشاور باید در مقابل عدم ثبات در توضیحات و یا شکست مراجع در انجام وظایف توافق شده ، برخورد کند . این امر باید به صورتی انجام گیرد که مراجع آن را به عنوان عملی مثبت ببیند و نه ابراز خشم و سرزنش.

* تکرار : در مواقع فشار و بحران ، گاه افراد هر آنچه به آنان گفته می شود درک نمی کنند ، زیرا در وضعیت انکار و یا تحت تأثیر قرار دارند . مشاور در تکرار اطلاعات نباید تردید به خود راه دهد .

* تأکید : افراد غالباً از تمرکز روی مشکل واقعی اجتناب می کنند . مشاور باید مهم ترین موضوعها را مشخص نماید . مثلاً « از تمام مسائلی که شما امروز به من گفتید به نظر می رسد توجه شما بیش از همه معطوف به ... است .»

تهیه طرح عمل : مشاور می باید به افراد کمک کند تا اقدامات انجام نشدنی را شناسایی نموده ، طرح های واقع بینانه تهیه و بر اساس آنها در زمینه های موجود عمل کند .

وضعیت ساختاری : وضعیت ساختاری معین می کند که به کدام مشکلات و نگرانی ها باید به فوریت پرداخت و کدام را می توان به تعویق انداخت . این بخش در سازمان دادن و برنامه ریزی ، اساسی بوده و احتمالاً یکی از بهترین مهارتها در مشاوره به شمار میرود .

* انگیزه : مشاور باید با ارائه تأثیر مثبت رفتارهای جدید ، به مراجعان خود انگیزه دهد . اگر مشاور توضیح دهد که تغییر در رفتارهای مراجع ، افراد مورد محبت وی را خطر عفونت مصون خواهد کرد شاید انگیزه مهمی به وی داده باشد .

* خلاصه کردن : تعابیر مختلف از مسئله کمک می کند تا هم مشاور و مراجع را از فهم صحیح یکدیگر مطمئن گردند . مشاور می باید مجدداً نکات مورد گفتگو و تصمیمات و موارد مبهم را مرور کند .

 

خطاهای رایج مشاوره

·        مهار کردن و بیان خودبخودی احساسات و نیازهای مراجع بجای تشویق کردن آن

·        قضاوت : همانطور که گفته شد از طریق اظهاراتی که بیانگر آن است که مراجع در معیارهای مشاوره نمی گنجد .

·        اخلاقی سازی ، موعظه و مدیرگونه رفتار کردن و گفتن این که افراد باید چگونه رفتار کنند تا زندگی را هدایت و پیش ببرند .

·        بر چسب زدن به افراد به جای تلاش در جهت یافتن انگیزه ها ، اضطرابها و ترسهای آنان

·        نپذیرفتن احساسات مراجع با گفتن اینکه احساساتش می باید متفاوت باشند .

·        نصیحت و راهنمایی پیش از آنکه مراجع اطلاعات و فرصت کافی برای دسترسی به یک راه حل را داشته باشد .

·        بازجویی ، استفاده از سؤالهای اتهامی ، سئوالهایی با « چرا » گاه ممکن است اتهامی به نظر برسند .

·        تشویق وابستگی ، افزودن نیاز فرد به ادامه حضور و راهنمایی مشاور

·        فریبکاری ، ترغیب فرد به قبول رفتار جدید از طریق چاپلوسی و فریب

ارتباط غیر کلامی منفی :

-       آهنگ نامطبوع صدا

-       اجتناب از نگاه کردن به مراجع

-       اخم کردن و ترشرویی

-       خمیازه کشیدن

-       فاصله نامتناسب

-       صحبت بسیار آهسته یا خیلی سریع

ارتباط غیر کلامی مثبت :

-       استفاده از آهنگ مشابه آهنگ صدای مراجع

-       نگاه کردن به چشمان مراجع

-       نشان دادن توجه به حالات چهره ، بدن و حرکات

-       حفظ فاصله مناسب میان فرد و مشاور

-       صحبت نه خیلی آرام و نه خیلی بلند

-       نشان دادن حرکاتی مانند سرتکان دادن در تصدیق مراجع

-       استفاده مناسب از شوخی برای کاهش تنش

فنون مشاوره

-       گوش دادن

-       انعکاس

-       سازمان دادن

-       رهبری

-       تشویق

-       شکست سکوت

-       مواجهه با مقاومت

-       پایان دادن به جلسه مشاور

از آنچه گفته شد در می یابیم که مراجع با کمک مشاور انتظارات ، توانایی ها و محدودیت های خود را می شناسد و روابط خود را با دیگران بهبود می بخشد . برای انجام مشاوره ، مشاور و مراجع باید در زمینه های گوناگون آمادگی کافی داشته باشند چرا که وجود آمادگی آغاز و ارائه مشاوره را تسهیل می کند ، مشاور باید دیدگاههای نظری و عملی فنون و روش های مشاوره را به خوبی بداند . گرچه استفاده عملی از فنون مشاوره نوعی هنر است و موفقیت در آن به خصوصیات شخصیتی مشاور بستگی دارد ، در عین حال آموزش فنون و روش ها به مشاور احتمال موفقیت او را در مشاوره افزایش می دهد .

اهداف آموزش و پرورش زمانی تحقق می یابد که برنامه ها و محتوای آموزشی با توجه به نیازها و امکانات دانش آموزان تهیه و اجرا گردد ، از طریق خدمات راهنمایی می توان توانائیها و نیز محدودیتهای دانش آموزان را شناخت و از امکانات موجود حداکثر استفاده را به عمل آورد . مشاور تحصیلی با شناخت دانش آموزان در زمینه های گوناگون می تواند آنها را به رشته های تحصیلی مناسب راهنمایی کند و ایشان را در حل مشکلاتشان یاری دهد .

از سویی مسئولان محترم آموزش و پرورش باید به اهمیت و ضرورت خدمات راهنمایی در نظام آموزشی کشور توجه بیشتر مبذول دارند . از اهداف این خدمات می توان شناخت استعدادها و رغبت ها ، کمک به انتخاب رشته تحصیلی و شغل مناسب ، یاری دادن در حل مشکلات تحصیلی ، اجتماعی ، عاطفی و ایجاد و تقویت سجایای اخلاقی در دانش آموزان را نام برد .

برای موفقیت در ارائه چنین خدماتی ، مشاوران باید از بینش و تخصص کافی برخوردار باشند و کارکنان مدرسه با اولیای دانش آموزان و مشاوران همکاری کنند . ارائه خدمات راهنمایی در نظام آموزشی کشور ما به علل گوناگون از جمله کمبود مشاورین ماهر ، عدم مشارکت کارکنان مدرسه ، کمبود کادر آموزشی متخصص در رشته مشاوره ، شیوه نامناسب گزینش برخی مشاورین بدون توجه به پیشینه علمی ورشته تحصیلی آنها ، نبودن منابع کمکی و ارجاعی و ... متأسفانه نتوانسته به تمام اهداف از پیش تعیین شده دست یابد . افرادی که با مسائل و مشکلات گوناگون دانش آموزان آشنایی دارند به خوبی می دانند که مشاوره برای کمک به دانش آموزان لازم است و اگر به طور صحیح برنامه ریزی و اجرا گردد در کاهش مشکلات و التیام آلام آنان بسیار مؤثر واقع میشود .

 

 

 

 

 

 

منابع

منابع فارسی

- حسینیان ، سیمین ، ( 1387 ) ، اخلاق در مشاوره و روان شناسی : مبانی و اصول ، تهران : کمال تربیت ، چاپ دوم

- حسینیان ، سیمین ، خدابخشی کولایی ، آناهیتا (1389) مهارتهای پایه و پیشرفته در مشاوره روان درمانی ، تهران ، انتشارات دانشگاه الزهرا ، کمال تربیت .

- شفیع آبادی ، عبداله ، فنون و روش های مشاوره ، تهران ، انتشارات ترمه .

References:

Bandler, R & crinder, J (1975) . The structure of magic (vol,1). Palo Alto, cA: science and Behavior Books.

Bond, T (2000). Standards and ethics for counseling in action. Landon : sage Brodley, L. , & Hendricks, cB.(2004) Ethical issues encountered by counselors, some solution Texus: Tech. university press.

+ نوشته شده در  91/10/16ساعت 19:19  توسط نیلوفر بهزاد  | 

800x600

متاسفانه اکثر برداشت های منفی که کودکان از خود دارند ، ناشی از ارزیابی های والدین است. بزرگترها به کودکان بر چسب می زنند ، آنها را سرزنش می کنند و از آنها انتقاد می کنند . بعضی اوقات کودکان تصور می کنند که موجوداتی بی ارزش، دوست نداشتنی و لایق تنبیه و سرزنش هستند . این امر به خاطر داوری های نادرستی است که بزرگترها به آنها تحمیل می کنند . احساسات منفی کودکان در مورد خودشان می تواند، انگیزش، هدف، کار و دوستی های موفقیت آمیز آن ها را تحت تاثیر قرار دهد . اگر خود پندارهی منفی در کودکان ایجاد شود ، تغییر این خود پنداره دشوار است ، با این حال می توان با استفاده از را کارهای زیر به این کودکان کمک کرد


راه کارهای پیشنهادی

1-   فرصت هایی را برای موفقیت کودکان فراهم کنید . رفتارهای مثبت آن ها را تا آنجا که مقدور است تشویق کنید . برای مثال:" کار خوبی کردی که آن کاغذ را از زمین برداشتی "،" کتاب ها را منظم کردی " و یا" آن توپ را انداختی " و غیره توجه داشته باشید که کودکان به آسانی میتوانند تشویق ها و تعریف های  طبیعی و تصنعی را از هم تشخیص دهند .

2-  همراه با کودکان تمرین هایی را در موقعیت های گروهی انجام دهید . به هر عضو گروه ، فهرستی از نام های اعضاء دیگر گروه را بدهید . از هر کودک بخواهید رفتار یا صفت مثبتی را کنار هم بنویسد و سپس از هر یک بخواهید فهرست خود را با صدای بلند بخواند .

3-  با کودکان در باره چیزهایی که دوست دارند و یا کارهایی که می خواهند انجام دهند ، صحبت کنید و اهداف واقعی برای آنها طراحی کنید به نحوی که با برنامه ای گام به گام ، دسترسی به اهداف خود را به تنهایی پی گیری کنند .

4-  به کودکان خود پنداره منفی ، اجازه دهید به فرد دیگری کمک کنند . تدریس گروهی و یا آموزش فرد به فرد برای کودک طراحی کنید . انجام کاری خواص برای افرادی دیگر ، به شخص کمک می کند که احساس خوشایندی در مورد خود داشته باشد .

5-    از کودکان بخواهید که چند جمله مثبت در باره خودشان بنویسند ، برای مثال (بر خورد دوستانه با دیگران دارم ).( میتوانم به خوبی فوتبال بازی کنم )،(میتوانم دوچرخه تعمیر کنم)، (نقاشی کنم ). به کودکان کمک کنید که راههایی را به منضور کاربرد ویژگی های مثبت خودشان پیدا کنند. ( این کار سبب افزایش احساسات مثبت آن ها در باره ی خود می شود.)

6-  از کودک بخواهید فهرستی از موارد ناراحت کننده و شرایط سخت خود را تهیه و ارائه کند. در مورد (شیوه های رفتار در این شرایط) ، به بحث بپردازید و ایفای نقش را برای رفتارهای تازه تمرین کنند . کودک را تشویق کنید که سعی کند تا رفتارهای جدید را در شرایط واقعی انجام دهد و نتیجه آنها را به شما گزارش دهد.

7-  کودکان را در فعالیت های گروهی که در خانه و مدرسه پیش می آید ، در گیر سازید کودکان را به پیوستن به گروههای مختلف درسی ، ورزشی و تفریحی تشویق کنید تا بتواند در این گروه ها احساس موفقیت کند. مسئولیت انجام کارهای دشوار را که احتمال شکست خوردن در آنها وجود دارد بر عهده ی وی قرار ندهید.

8-  به کودکان بگوئید که در صورت تلاش برای انجام رفتارهای جدید به آنها جایزه می دهید. رفتارهای جدید را یک به یک شرح دهید و آن رفتارها را پیش از انجام در شرایط واقعی ، در موقعیتی مناسب تمرین کنید.

9- به کودک کمک کنید که ذهنیت خود را از( من نمی توانم ) به ( من سعی خواهم کرد ) تعقییر دهد. بدترین اتفاقی را که ممکن است بیفتد تمرین نمایید و افکار مثبت را تشویق کنید.

10- عذرخواهی های مکرر به خاطر رفتارهای غلط ولی کم اهمیت ، موجب تضعیف خود پنداره می شود ، از این رو پوزش کودک را به خاطر رفتارهای اشتباه ولی کم اهمیت نپذیرید. سعی کنید از اظهار نظر و عیب جویی بپرهیزید. از کودک بخواهید که در آنچه می تواند انجام دهد، با دیگران مشارکت کند و با او قراردادی ببندید و اگر در مرتبه اول ، موفق نشده قرار دیگری با او بگذارید.

11- والدین می بایست از داوری های ارزشی در باره ی خصوصیات کودک اجتناب کنید. فرزندان خود را با دیگران مقایسه نکنید و توجه داشته باشید که دختران نیز همچون پسران می توانند کارهای بدنی را به شایستگی انجام دهند.


(سید جعفر میر حیدری : مدرس پردیس زینبیه)


+ نوشته شده در  91/10/11ساعت 21:23  توسط نیلوفر بهزاد  | 

نویسنده : نیلوفر بهزاد

روش ساختن مسائل :

در یک جلسه مشاوره ، مشاور باید مهارتهای گوش دادن و سؤال کردن خود را برای شناخت مشکلی که برای مراجعه کننده حائز اهمیت زیاد است بکار بندد سپس این مشکل باید به روشنی برای فرد بیان گردد .

تهیه اطلاعات از منابع جانشین :

هنگامی که مشکل مشخص گردد ، گفتگو در جهت مشخص کردن روش های مختلف و حل آن ادامه می یابد ، نقش مشاور در فراهم نمودن اطلاعات درباره منابع کمکی است . مشاوران با تجربه باید همیشه به راه حل های مختلف جهت حل مشکلات رایج مجهز باشند دانستن این نوع امکانات برای مشاور مانند دانستن آناتومی برای جراح است .

انتخاب امکانات واقعی :

مشاور باید برای انتخاب راههای ممکن دیگر برای روشن ساختن مشکل به یاری فرد برخیزد این امکانات باید در جهت تأمین حمایت و رضایت شخصی فرد باشد .

برانگیختن انگیزه و تصمیم گیری :

زمانی که افراد احساس می کنند بر زندگی و تصمیمات خود تسلط دارند و هنگامی که مهارتهای زندگی ، نگرش به خود و اعتماد افزایش می یابد ، انگیزه آنها برای ایجاد تغییرات لازم قوی تر می گردد . بنابراین در طی هر جلسه باید تشویقهای مؤثر برای برداشتن قدم های لازم انجام گیرد . بعلاوه یک ارزیابی واقع بینانه تؤام با همدلی درباره علل موفقیت یا عدم موفقیت مورد انتظار انجام پذیرد .

مشاوره هم علم است و هم هنر :

« هنر » از آن رو که شخصیت و مهارت های مشاور بهم می آمیزد .

« علم » به لحاظ اصول زیر بنایی آن


+ نوشته شده در  91/10/09ساعت 21:22  توسط نیلوفر بهزاد  | 


بعضی ازوالدین از اینکه فرزندشان خجالتی یاکمروست ناراحتند واین وضعیت را دوست ندارند،

تصور میکنند که اگر فرزندشان با این وضع بزرگ شود مهارتهای اجتماعی لازم راکسب  

نخواهد کردو اصطلاحا توسری خور خواهد شد.

برای اصلاح کمرویی فرزندتان لازم است ابتدا روشهای درست مواجهه با کمرویی را یاد بگیریم

باید درنظر داشت که در کنار کمرویی مقوله دیگری وجود دارد که برخلاف آن بسیار ممدوح  وپسندیده  است وآن حیا است.دقت کنید تا با حیا بودن فرزند خودرا به جای خجالتی بودن او اشتباه نگیرید.حیاصفت پسندیده ای است ناشی ازعقل وخردلیکن خجالت ناشی ازاحساس حقارت"زبونی"وگاهی نتیجه سرکوب شدن درجمع است.

کمرویی زیاد میتواند نشانه ای ازناسازگاری خرد ومساعدترین

وضعیت برای ابتلا به بیماری میباشد.کمرویی نشانه ناپخته بودن فرد است.کودک منزوی از موقعیتهای اجتماعی به دلیل ترس از هر گونه شکست ونومیدی میگریزد ودر نتیجه توانایی هایش پرورش نیافته ویک چرخه منفی شکل میگیرد.

اوشکست را به حساب شانس واقبال گذاشته ومغلوب آن میشود وکسی که دربرابر شکست زانو زد عزت نفس پایین خواهد داشت.امام هادی(ع)  میفرماید:آن کس که وجودوی درنظرش خوار آید ازشر او ایمن مباش (کسی که خودرا بی ارزش بداند تن به هرپستی میدهد.)

اغلب افراد آلوده به دنبال کسانی میروند که دچار کمرویی هستند ودر برابر شرایط نا صواب توان دفاعی ندارند ومشکل خود را نیز برای کسی بازگو نکرده ومشورت  نمیگیرند.کمرویی مرتع سواستفاده کنندگانی است که در کمین نشسته اند.کمرویی مانند سایر عوامل روانشنلختی هم ریشه در وراثت دارد وهم عوامل محیطی مثل تربیت  برآن تاثیر گذار است.بنابراین لازم است با خوشرویی وآرامش درطول زمان به تعدیل آن پرداخت.بادرنظر گرفتن موارد فوق برای اینکه کودک شما خجالتی نباشد به نکات زیر توجه کنید:انسان با تمرین کردن کامل میشود هر اندازه کودک شما در مکانهای اجتماعی بیشتری حضور یابد احساس راحتی بیشتری خواهد کرد.

البته نیازی نیست که کودک خود رامجبور کنید تادر فعالیتی شرکت کند بلکه فرزند خود رایاری دهید تا درکنار شما روابط اجتماعی را فرا گیرد.با اواحساس همدردی کنید. برای همه ما گاهی اتفاق میافتد که وقتی در مکان اجتماعی خاصی حضور می یابیم احساس ناراحتی کنیم شما میتوانید تجربه خودتان رابرای او بازگو کنید.درمنزل برای او مهمانی ترتیب دهید .بچه های دیگر را به منزل خود دعوت کنید تافرزند شما این توانایی را پیدا کند وبا دیگران ارتباط برقرار نماید.بادقت به حرفهای او گوش کنید.هنگامی که باشما مشغول صحبت است کاملا  به او توجه کنید این عمل به او نشان میدهد که شما چقدر به گفته های او علاقه مند هستید وبه شکوفایی او نیز کمک بسزایی خواهید کرد.خجالتی بودن رابا نیاز فرزندتان به استقلال اشتباه نگیرید.فرزند شما میتواند تصمیم بگیرد که به تنهایی  حمام برود ویا خودش لباسش را بپوشد پس به نظر او احترام بگذارید وبدانید که این امر هیچ ارتباطی با کمرویی ندارد.اگر میخواهید از فرزندتان انتقاد کنید کلمات وعبارت کلی به کار نبرید.بلکه خیلی جزئی و اختصاصی فقط در موردمعین مورد نظر صحبت کنید

میتوانید طوری که توجه را جلب نکند آرام به او بگوئید:جالب نیست که بیش از2 تا شیرینی بخوری دستکاری کردن وسایل صاحبخانه درست نیست

بهتر است ازاین عبارات استفاده نکنید(تو آدم بیخودی هستی که این کار را کردی من دیگر تو را دوست ندارم چند بار دارباید یک چیز را به تو بگویم چرا نمیفهمی؟

این گونه عبارتهای سرزنش آمیز کودک شما را به درون  خویش فرو برده وفردی خجالتی از او میسازد. برای تغییر دادن فرزند خود توانایی های او را باور کنید .

اگر معتقد باشید که فرزندتان توانایی ایجاد تغییرات مثبت را دارد به او کمک خواهد کرد که احساس

آرامش بیشتری کند هر اندازه او بیشتر پذیرفته شود واحساس آرامش بیشتری کند سریعتر جایگاه خود را کسب خواهد نمود.به علائم هشدار دهنده ی کمروئی توجه کنید.اگر بعد از سالهای کودکی کمروئی منجر به شرکت نکردن  در مکانهای اجتماعی شود موضوع را با مشاورین خانواده مطرح کنید تا آن رابررسی کنند شاید این کمرویی نشانه مشکل دیگری از قبیل اضطراب –خود کم بینی-ویا نگرانی از جدایی باشد.

                    تهیه وتنظیم:سید جعفر میر حیدری

 

 

+ نوشته شده در  91/09/27ساعت 21:42  توسط نیلوفر بهزاد  | 

نویسنده : نیلوفر بهزاد

قسمت چهارم

مشاوره مؤثر و کارآ به مراجع در کشف ، ابراز ، فهم و پذیرش احساساتش کمک می کند .

مشاوره از آموزش متفاوت است ، یک مشاوره خوب و مناسب مراجع محور است . یعنی مشاور فرآیند مشاوره را با رفتارها ، شرایط و نیازهای خاص هر فرد شرکت کننده در فرآیند مشاوره متناسب می کند .

مشاوره فرآیند توانمند سازی و ارتقاء مهارتهای فرد است

به عقیده ( دینک مایر ) 1972 (Dinkmeyer ) که از پیروان مکتب روان شناسی فردی است مشاوره جریانی فعال و پویا بین مراجع و مشاور است که بدان وسیله :

الف ) مراجعه نحوه برقراری ارتباط با دیگران را می آموزد ،

ب ) شیوه های معقول برای ارضاء نیازهایش را یاد می گیرد ،

ج) احساساتش را می شناسد ،

د ) اطلاعات وسیع و عمیقی درباره خویشتن به دست می آورد ،

و ) پس از شناخت اهداف زندگی چگونگی رسیدن به آنها را معین می سازد .

هـ ) از دیدگاه اعتقادات و نگرش ها و رفتار و نهایتاً شیوه زندگی فرد از طریق مشاوره دگرگون می شود .

در مشاوره ، دو فرد که هیچگونه ارتباطی با یکدیگر ندارند برای حل یک بحران یک مشکل و یا تصمیم گیری در مورد مسائل و یا رفتارهای بسیار شخصی و خصوصی با هم ملاقات می کنند .

عدم وابستگی عاطفی : مشاور در ارزیابی مراجع کننده حائز اهمیت بسزایی است . هر چند برای افرادی که با اهمیت مشاوره ناآشنا هستند این موقعیت از ابتدا گه گاه غیر دوستانه تلقی و به بی علاقگی سوء تعبیر می شود اما یک حرکت پیوسته بین عدم وابستگی و نزدیکی وجود دارد که مشاور می باید در آن میان توازن درستی را برقرار سازد .

فرد ممکن است در مورد مشاوره و آنچه شامل آن می گردد هیچگونه اطلاعاتی نداشته باشد . گفتگو با اشخاص بیگانه در مورد مسائل شخصی گاه ممکن است هراس انگیز ، تهدید کننده و یا برخلاف عرف و فرهنگ باشد .

بنابراین مشاور باید :

-       میزان دانسته های مراجع در مورد مشاوره را بررسی نماید

-       انتظارات وی از مشاوره را بداند

-       جریان مشاوره را به اختصار توضیح دهد

-       با استفاده از مثال در مورد نگرنی های مراجع بحث کرده ، به برداشت فرد از مشکل خود بپردازد

این برداشتهای شخصی گاه یک جانبه و غیر دقیق است . اما به هر حال مراجعه کننده باید از این امر که مشاور به مشکل او توجه کامل دارد احساس رضایت نماید . این مسئله اساس اعتماد را پی ریزی خواهد نمود.

درک این نکته بسیار مهم است که هدف از مشاوره کمک به افراد بوده و به دلیل ماهیت متفاوت آنها ، یک روش عمومی و یا از پیش تعیین شده در مورد مشاوره نمی تواند وجود داشته باشد .

نیاز به پیشگیری و پایبندی به ایجاد حمایت در انواع بافتها در تمام فرهنگها وجود دارد برخی جنبه های اساسی این کارکردها ، سنگ بنای مؤثرترین برنامه های مشاوره ای را تشکیل می دهد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

ویژگی های مشاوره

زمان :

* فرایند مشاوره نمی تواند با شتاب صورت پذیرد زیرا واکنشهای روانشناختی پیچیده بوده و به سرع دست یافتنی نیستند . از طرفی زمان برای تکوین یک ارتباط یاری رساننده نیز ضرورت دارد .

پذیرش :

* همواره باید این احساس تقویت گردد که بدون توجه به روش زندگی ، نوع روابط جنسی و یا زمینه اخلاقی ، اجتماعی اقتصادی فرد بعنوان یک مراجع توسط مشاور مورد پذیرش کامل قرار گیرد . مشاوران نباید نسبت به مراجعین قضاوتگر باشند .

قابلیت دسترسی :

* فردی که نیاز به مشاوره دارد باید احساس کند هر زمان که بخواهد می تواند یک ملاقات یا تماس تلفنی با مشاور داشته باشد بعلاوه محلی که مشاوره در آن انجام می گیرد نیز باید براحتی قابل دسترسی باشد .

تداوم و دقت :

* هر اطلاعاتی که از طریق مشاوره فراهم می آید مانند اطلاعات راجع به عفونت (HIV) ، خطر عفونت و یا کاهش خطرات باید از نظر محتوا ثابت بوده در طول زمان تداوم داشته باشد . از این رو مشاور باید درک روشنی در مورد عوامل این عفونت و بیماری داشته باشد .

رازداری :

* اعتماد از مهمترین عوامل مؤثر در ارتباط بین مراجع و مشاور است ، موجب پیشرفت رابطه شده و احتمال آن را که فرد یا گروه بر اساس اطلاعات داده شده عمل کند افزایش می دهد .

.

+ نوشته شده در  91/09/24ساعت 20:46  توسط نیلوفر بهزاد  | 

نویسنده : نیلوفر بهزاد

قسمت سوم:

بنابراین فرآیند مشاوره بر اساس ویژگی های شخصیتی ، نگرشی و ادراکی مشاور و استفاده مشاور از رویکردهای مشاوره ای خاص دارای تنوع بسیار است . اما در بین همه این فراوانی ها در فرآیند مشاوره مشاوره ای موفق تر خواهد بود که 1- در آن مشاور توانسته باشد انتظارهای مثبت بیشتری را در ذهن مراجعه کننده ایجاد کرده باشد ، چرا که هر چه انتظار مشاور و مراجعه کننده از نتیجه درمان بالاتر و مثبت تر باشد اثر بخش بودن مشاوره را بالاتر می برد . انتظار مثبت در کلیه فرایندهای مشاوره عنصری مهم و شرط لازم برای ادامه یافتن درمان است .

2- رابطه درمانی قوی تری برقرار شده باشد : چون مشاوره نوعی رابطه میان فردی است . بایستی این رابطه به صورتی باشد که قبل از اینکه مراجع بتواند در فرایند تغییر شرکت کند باید توانسته باشد به مشاور اعتماد و همکاری نماید . در این رابطه مشاور باید بیش از مراجع دارای همخوانی و انسجام و در کل از نظر عاطفی سالم باشد . او باید بتواند نسبت به مراجع همدلی و نه همدردی داشته باشد به صورتی که مشکل را از زاویه دید مقابل و از مراجع قیاس درونی مراجع مورد بررسی قرار دهد .

3- در فرآیند مشاوره اثرها و توان بسیار مطرح می شود ، چرا که مشاور به مراجع توجه خاصی نشان می دهد و شخص می تواند مدت ناشی از توجه به یک متخصص کاردان را که مدت یک ساعت شامل او بوده است توصیف کند .

4- هشیاری افزایی و ایجاد بینش و بصیرت بیشتر : مشاور با ارائه اطلاعات کافی و افزایش دامنه ادراکی و بالا بردن نمونه ادراکی فرد ، به مراجع کمک می نماید تا اطلاعات بدست آمده را به گونه ای پردازش کند که او را به سمت پاسخدهی مناسب به محرک هدایت نماید . این هشیاری افزایی یا به صورت پس خوراند یا آموزش صورت می گیرد که از این دو طریق ساختارهای شناختی افراد برای مقابله با اطلاعات تهدید کننده قوت و قدرت بیشتری می گیرد .

5- افزایش پالایش روانی : مراجعه کننده به دلیل ابتلا به هیجان های ممانعت شده دچار نوعی بی اشتهایی روانی شده است . تحریک هیجانی روده ای چیزی است که این بیماران برای آزاد کردن فشار روانی به آن نیاز دارد . مشاوری که بتواند به مراجع کمک نماید تا موانع هیجانی خود را در هم شکند و خود را از بار حجیم هیجانات رها کند و آنها را تخلیه کند ، موفق تر از دیگرانی خواهد بود که مراجعشان نتوانسته تجربه روان بالای مناسبی از خودشان نشان دهد .

6- کنترل وابستگی : به صرف آنکه مشاور توانسته باشد در مراجع تغییرات واضح و مناسبی ایجاد کند موفقیت او مشخص نمی گردد . مشاور باید بتواند تغییرات در فرد را ایجاد کند مشروط بر آن که وابستگی های موجود در محیط را قرار دهد یعنی لازم نیست که مراجع برای تغییر کردن به چیزها یا اشخاص دیگری من جمله مشاور وابسته شود و به اصطلاح روی پای خود بایستد .

مشاور انواع مختلفی دارد که بر اساس افراد شرکت کننده به دو نوع فردی و گروهی و بر اساس موضوع به انواع شغلی ، تحصیلی ، خانواده و بر اساس محوریت کمک رسانی به انواع مشاوره تسهیلگرانه ، پیشگیرانه ، تکاملی و درمانی و مشاوره در بحران و بر اساس نوع مخاطب به مشاوره زوج ، نوجوان ، کودک و سالمند تقسیم می شود .

تعریف مشاوره

مشاوره نوعی ارتباط کلامی و غیر کلامی هدفدار است که به فرد در تصمیم گیری هنگامی که توانایی عمل او تحت تأثیر احساسات قرار می گیرد ، کمک می کند .

ادامه دارد ...


+ نوشته شده در  91/09/22ساعت 20:35  توسط نیلوفر بهزاد  | 

قسمت دوم

نویسنده : نیلوفر بهزاد


مؤثرترین روش مقابله و کارآمدترین فعالیت های حماتی در این موقعیت ها مبتنی بر اصول مشاوره و روان درمانی است که تمرکز آن بر برقراری ارتباط با شخص مبتلا به ناراحتی ، درک و فهم مشکل و استفاده از درمانهای شناختی و رفتارهای خاص جهت برخورد با مشکل است ، ارتباطی که در یک جو مبتنی بر تعامُلِ حسنه متقابل و یا هدف کمک به فرد برای یافتن راه خود در رسیدن به درجات بالاتری از کمال و معرفت و آگاهی بنا شده است .

هدف مشاوره

اگر چه افراد تا حدی توانایی حل مشکلات خود را دارند اما ممکن است گاه در فکر کردن ، تصمیم گرفتن ، رفتار کردن و تغییر رفتار خود اشتباه کنند ، یا حتی زمانی پیش می آید که با آنکه تصمیم درست گرفته اند سرعت تصمیم گیری آنها کند و آهسته باشد و وقت و نیروی زیادی به هدر رود ، در حالی که یک مشاور خوب می تواند به افراد کمک کند تا خوب فکر کنند ، تصمیم بگیرند و عمل کنند ، او می تواند به فرایند تغییر رفتار و بهبود مشکلات مراجعانش سرعت بخشد ، از هدر رفتن نیروها جلوگیری کند و در نهایت توان پیش بینی ، ارزشیابی و بهبود تغییرات رفتاری را بالا برد .

در واقع هدف مشاوره آن است که مبنایی فراهم آورد تا فرد را به شناخت توانایی ها ، نقاط ضعف خود شناخت مشکلات ، تعریف درست از آن ، کشف امکانات و فرصت های واقعی و پرهیز از ایده آل گرایی محض سوق دهد تا خود را به خوبی بشناسد .

نقش مشاوره

در فرآیند مشاوره ، مشاور هدف شخصی خود را دنبال می کند . این هدف شخصی متعادل که رشد و ارتقاء دانش و بینش های فردی و رشد ویژگی های شخصیتی می باشد مورد توجه مشاور است در واقع تعامل دستاوردهای بُردار رشد شخصی حرفه ای مشاوره و بردار رشد مراجع نقش هایی را برای مشاور می آفریند که از این قرارند .

الف ) نقش تکاملی (رشدی ) که در این نقش مشاور به رشد شخصی فرد کمک می کند .

ب ) نقش آموزشی که مشاور در آن به آموزش والدین ، آموزش مهارتهای سازگارانه و رفتار مطلوب ، مهارتهای زندگی ، شیوه های مقابله با استرس و حل مسأله ، مهارتهای حل تعارض در زوجین و آموزش رفتار مناسب کودک و از این قبیل می پردازد .

ج ) نقش پیشگیرانه : بر اساس آنچه که مراجع در چه وضعیت و مرحله ای از مشکل قرار گرفته باشد مشاور با ارائه اطلاعات خود ، آگاهی های فرد را برای جلوگیری از اختلالات رفتاری ( پیشگیری اولیه ) مقابله با رشد و تسریع این اختلالات ( پیشگیری ثانویه ) و بالا بردن توان پذیریش و مقابله و توانمند سازی فرد ( پیشگیری ثالثیه ) به انجام می رساند .

د) نقش توان بخشی مطلق که در آن مشاور به توان بخشی شخصیتی ، شغلی و حمایتی افراد معلول و مهجور اجتماعی می پردازد .

و)  نقش تسهیل گرایانه که مشاور به حل مشکلات زناشویی ، تحصیلی و شغلی افراد کمک می کند .

هـ ) نقش مداخله ای که مشاور به کمک افرادی که دچار بحرانهای مختلف شده اند می شتابد .

موفقیت در مشاوره

همانگونه که ذکر شده مشاوره روندی متمرکز بر جوامع است که مستلزم رازداری است . این روند با ایجاد یک تماس بین مشاور مراجع آغاز می شود و با حاکم شدن شرایط ویژه و لازم برای موفقیت مشاوره ادامه می یابد ، این شرایط عبارتند از صداقت یا خلوص ، احترام به مراجع ، پذیرش بدون قید و شرط و درک همدلانه او که مبنای کار مشاوره است . بنابراین موفقیت در مشاوره نه تنها مستلزم برخورداری مشاور از دانش و اِشراف بر نظریه ها و بالا بودن سطح کارآموزی و مهارتهای حرفه ای است بلکه مستلزم وجود ویژگی های شخصیتی ویژه ای چون انسانیت ، نگرش مثبت نسبت به انسان ، و تفاهم خواهد بود .

+ نوشته شده در  91/09/20ساعت 20:24  توسط نیلوفر بهزاد  | 
قسمت اول

نویسنده : نیلوفر بهزاد

انسان از لحظه تولد تا هنگام مرگ به دیگران وابسته و نیازمند است ، او برای زنده ماندن از لحاظ جسمانی ، روانی و اجتماعی به حمایت و مراقبت دیگران احتیاج دارد . انسانها بر خلاف بسیاری از موجودات زنده بدون رفتارهای ارثی و غریزی متولد می شوند . نوزاد حیوانات در بیشه ها و جنگل ها می تواند بدون کمک بزرگترها دوام بیاورد ولی نوزاد انسان نمی تواند ، سالها طول می کشد تا انسان برای بقای مستقل خود از توجه ، مراقبت و محبت دیگران استقلال یابد . رشد جسمی ، روانی ، عاطفی ، اجتماعی و حتی معنوی در خلاء و بدون ارتباط مؤثر با دیگران صورت نمی گیرد و بدون دریافت و ارائه خدمات این فرایند شکل پویا و کارآمدی به خو نمی گیرد . اما به میزانی که جوامع از حالت ساده و ابتدایی در می آیند و بر پیچیدگی آنها افزوده می شود این خدمات پیچیده تر می گردند . یکی از اشکال تخصصی خدمات متقابل مشاوره است ، در تعریف : مشاوره را یک رابطه یاورانه دونفری دانسته اند که تکیه بر نیاز فرد به رشد ، سازگاری ، تصمیم گیری و حل مشکل دارد .

ضرورت مشاوره : مشاوره جزء حرفه های یاورانه محسوب می شود ، نیاز به استفاده از این خدمات و حرفه در نگاهی به چگونگی خلقت انسان از ابتدایی ترین دوره های تاریخی تاکنون قابل استفاده است هر چه جوامع به عصر صنعتی شدن نزدیک تر می شوند اختلافات و تضادهای گوناگون اجتماعی ، اقتصادی در آنان بیشتر به چشم می خورد به ویژه در جوامعی که اخیراً صنعتی شده اند یا در حال صنعتی شدن هستند . این تحول از سنت به صنعت مشکلات گوناگونی را برای آحاد جامعه به دنبال آورده است که انسان در این زمان ها دچار بسیاری از بن بست ها ، بحران ها و حتی در مواردی دچار آسیب ها و چالش های فراوانی شده اند که از دید جامعه شناسی و روان شناسی در خور تحقیق و بررسی است .

رشد جوامع صنعتی باعث تراکم جمعیت و در نتیجه پیدایش مسائل پیچیده اجتماعی گردیده ، و متعاقب آن مشکلات اجتماعی نیز گسترده شده است . این تغییرات سریع که نسبت به گذشته با آهنگ رشد بیشتری روبروست سبب گردیده است که الگوی سازگاری نسبت به این تغییرات سریع شکل نگیرد و انسان دنیای امروز در واقع با الگویی فرهنگی روبروست که نتوانسته خود را با آن سازگار نماید ، انسان در گذر این فرآیند سریع به یک نوع گمگشتگی دچار شده است یعنی به همان میزانی که سعی درتلاشی برای رسیدن به جلوه های صوری اجتماعی می نماید از دنیای درون خود و انسانهای دیگر فاصله می گیرد ، شکاف میان آدمیان در جنبه های نسلی ، جنسی و نقشی محصول این فاصله است . این تغییرات سریع که به موازات گسترشی اجتماعی و پیچیدگی نهادهای آن بروز می کند چیزهای جدیدی را بایسته می نمایاند که قبلاً حضور آنها احساس نمی شد ، من جمله سُست شدن روابط اجتماعی و کاهش همبستگی عاطفی افراد که ناراحتی های روحی  و روانی را باعث شده است .

گسترش انواع مفاسد ، جنایات ، مواد مخدر و سایر جرم و جنایات موجب تشویش ، نگرانی ، ناآرامی و عدم پایبندی به اصول انسانی را در افراد و خانواده ها به وجود آورده و آنها را در معرض یک تندباد قرار داده  است ، عدم سازگاری نسبت به تغییرات سریع و ناموزون جوامع سبب شده است که خانواده نه تنها شکل گسترده خود را از دست بدهد ، بلکه به تدریج از قالب هسته ای نیز دور شود و به شکل خانواده کپسولی در آید ، این مسأله به افزایش نرخ طلاق در بیشتر کشورهای جهان مُنجر شده است . جامعه را می توان به بدن انسان تشبیه کرد و ضرورت سالم بودن تک تک اعضا و جوارح را برای دست یابی به سلامت کُلّی پذیرفت . اگر بخواهیم جامعه سالمی داشته باشیم باید این اعضا از سلامت کامل برخوردار باشند و این امر مُیسر نمی شود مگر با ارتقاء فرهنگ مشاوره و راهنمایی ، لذا تحول اجتماع از حالت ساده به پیچیده در تمامی ابعاد اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی سیاسی و تحولات مربوط به آن همچنین تحول جامعه از حالت سنتی به حالت دموکراسی و آزاد و قائل بودن افراد به آزادی انتخاب تصمیم گیری و دارای حقوق فردی و اجتماعی که آنها را به درخواست امکانات مناسب برای بروز و تجلی استعدادهای خود می نماید و در عین حال توسعه علوم و پیدایش رشته های علمی متنوع همه و همه می توانند از ضرورتهای مهم فرهنگ مشاوره در جوامع مختلف خاصه در جامعه خودمان باشد .

علاوه بر عوامل فوق که در سطح کلان مطرح می باشد و ضرورت مشاوره را به عنوان یک حرفه یاورانه در سطح اجتماعی مُحرز می دارد ، الزام مشاوره در سطح فردی نیز قابل توجه است چرا که هر فرد تنش های روانی گوناگون را در زمانهای مختلف احساس می کند . این تنش ها ممکن است ناشی از موقعیت های زیان آور زندگی یا پیامدهای معین باشد ، هنگامی که این عوامل فشارزای زندگی به چنان حدی برسد که توان بالقوه افراد فرصت و توانایی مقابله با آنها را نداشته باشد ، در فرد هیجانی منفی و ناراحت کننده چون تحریک پذیری ، آشفتگی ، خستگی و اضطراب ، فقدان تمرکز ، اختلال خواب و ... پدید می آید...

ادامه دارد

+ نوشته شده در  91/09/18ساعت 21:57  توسط نیلوفر بهزاد  | 

به نام خدا


1.به کودکان این امکان رابدهید ازهمان سالهای اولیه زندگی راه درست  خود را پیدا کنند.

به عنوان مثال کودکی که با کمترین اشکال وشکست در کارش فوری به کمکش میشتابند به زودی به این نتیجه میرسد که یک بزرگتر همیشه به کمکم می آید بنابراین چرا دیگر سعی کنم؟

2.برای این که کودکان خود را ارام کنید در ذهنشان هیولا و لولو خلق نکنید

 چراکه  این کودکان ترسو وقتی بزرگتر شوند ترسشان از امور ناشناخته وافراد غریبه بیشتر میشود

ودر بزرگسالی نیز با ترس ووحشت با امور زندگی روبرو میشوند

3.از رویاها واهداف کودکان خود به رغم محال بودن انها به طور موثر حمایت کنید وبا دید مثبت با انها برخورد نمائید.

4.فرزندان خود را ترغیب کنید تا برای رسیدن به اهداف خود گاهی راه وروشهای دشوارتر را نیز امتحان کنند.

5.لازم است از تحت نظر داشتن وکنترل نمودن دائم فرزندان خود وفکر کردن وتصمیم گرفتن به جای انها دست بردارید.

6.از گفتن سخنانی که به نحوی باعث محدودیت حوزه فعالیت فرزندانتان میشود خودداری کنید.

7.یک فضای باز در خانواده خود ایجاد کنید(بحث وگفتگو درباره مسائل مختلف ازجمله خواسته ها-باورهاوپرسشهاوجوصمیمی حاکم بر خانواده)ازجمله عوامل مهم در ایجاد برخوردهای مناسب اجتماعی فرزندانتان در اینده است.

8.فرزندانتان خود را درحضور دیگران سرزنش  نکنید.

9.برای کودکان از روش تعریف داستان استفاده کنید:داستانی را تا ان جا تعریف کنید که قهرمان داستان با خطرمواجه میشود سپس به کودک اجازه دهید تا پایان داستان را ساخته وبرایتان تعریف کند به کودک این امکان را بدهید به جای انتخاب راه بی خطر ماجراجو باشند به استقبال حوادث وچیزهای جدید برود این روش هم قوه تخیل بچه ها را تقویت میکند وهم راه مقابله با مسائل تازه وخطرات وترسها را به وجود می اورد.

نیلوفر بهزادی

منبع:ترس رااحساس کن اما کارت را انجام بده.سوزان جفرز –مترجم:کامران بهمنی انتشارات استاندارد

+ نوشته شده در  91/09/15ساعت 18:7  توسط نیلوفر بهزاد  |